تبليغاتX
وفا
گو خضر جاودانه شود ز آب زندگی                       ما ز آب چشمه سار وفا جاودان شویم

مرگ همین جا پشت گوش ماست، کافی در آیینه نگاهی بیندازیم.

دارم کتاب آفتاب در غربت را می‌خوانم انگار دارد عسل از گلویم می رود پایین.

هر چه می دوم انگار قرار نیست حتی به گرد پای زندگی هم برسم. شاید توی سمینار مدیریت زمان فردا یاد بگیرم چه جوری وبلاگ نویسی را هم بچپانم در کارهایم.

دوباره آلی از خشکیدن نجاتم داد. یک کتاب شعر: رقص کولی/ سیمین بهبهانی

خوبِ من کی خواهد آمد عصر آن آدینه را معنا کند...

شب های تهران قشنگ است به شرطی که خواب نباشی و خسته. مهمانی تا دیر وقت هم خوش می‌گذرد به همان شرط.

به صورت خیلی خواهرانه ای خیلی خیلی خوشحالم.

|+| نوشته شده توسط وفا در جمعه 28 تیر1387 و ساعت 12:35 | 
Powered By BLOGFA - Designing & Supporting Tools By WebGozar